ويژگي هاي آموزش اثر بخش

آموزش اثربخش، به‌خاطر پيچيدگي امر آموزش و تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، شبيه يك جوراب «تك سايز و مناسب همه» نيست. (دياز، 2001) معلمان بايد بر انواع ديدگاه‌ها و راهبردها تسلط داشته ، در استفاده از آن‌ها، انعطاف‌پذير باشند. اين موضوع مستلزم دو نكتة كليدي است؛

1)دانش و مهارت‌هاي حرفه‌اي

2)تعهد و انگيزش

 

دانش و مهارت‌هاي حرفه‌اي

معلمان اثربخش، بر موضوع اصلي و مهارت‌هاي آموزشي تسلطي قابل قبول دارند. آن‌ها از راهبردهاي آموزشي، روش‌هاي تدوين هدف، برنامه‌ريزي آموزشي و روش‌هاي مديريت كلاس به خوبي استفاده مي كنند. آن‌ها مي‌دانند چگونه انگيزه ايجاد كنند، ارتباط برقرار سازند و به‌طور مؤثر با دانش‌آموزان متعلق به زمينه‌هاي فرهنگي مختلف، كار كنند. اين معلمان، هم‌چنين به‌سطح استفادة مناسب از فناوري در كلاس درس واقف‌اند.

 

 ×  مهارت در موضوع اصلي؛ در دهة گذشته، در اغلب تحقيقات، دانش‌آموزان يكي از ويژگي‌هاي معلمان اثربخش را داشتن مهارت در موضوع درس ذكر كرده‌اند، داشتن دركي فكورانه، انعطاف‌پذير و مفهومي از موضوع اصلي، براي اثربخش بودن، مهم‌تر از حفظ كردن حقايق محض. اصطلاحات و مفاهيم كلي است. هم‌چنين لازم است كه معلمان در زمينة سازمان دادن انديشه‌ها، ارتباط برقرار كردن بين انديشه‌ها، روش‌هاي انديشيدن و بحث‌كردن، الگوهاي تغيير در يك رشتة علمي، عقايد مختلف در مورد يك رشتة علمي، و توانايي انتقال باورها از يك رشتة علمي ديگر، آگاهي داشته باشند.

 

 ×  راهبردهاي آموزشي؛ در فلسفه تعليم و تربيت ويليام جيمز و جان ديويي، اصل سازنده‌گرايي محور آموزش محسوب مي‌شود، سازنده‌گرايي براين مسئله تأكيد دارد كه افراد، دانش و درك خود را فعالانه مي‌سازند. در ديگاه سازنده‌گرايي، معلمان نبايد تلاش كنند اطلاعات را به آساني وارد ذهن كودكان نمايند، بلكه كودكان بايد تشويق شوند تا دنياي خود را كشف كنند. دانش جست‌وجو كنند، تأمل كنند و به‌طور انتقادي فكر كنند. امروزه روند اصلاحات آموزشي، به‌طور روزافزون به سمت آموزش با چشم‌اندازي سازنده گراست. آن‌چه تاكنون در آموزش و پرورش متداول بوده، اين است كه دانش‌آموزان فراگيراني منفعل‌اند كه بايد اطلاعات مرتبط و نامرتبط را طوطي‌وار حفظ كنند.

سازنده‌گرايي هم‌چنين بر همكاري، يعني تلاش مشترك كودكان براي دانستن و فهميدن، تأكيد دارد. (گاوين، 2001) يك معلم با فلسفة آموزش سازنده‌گرا، كودكان را مجبور نخواهد كرد اطلاعات را طوطي‌وار حفظ كنند، بلكه به آن‌ها فرصت‌ةايي خواهد داد كه به‌طور معني‌داري دانش را ساخته، مواد آموزشي را درك كنند.

با وجود اين، هركسي ديدگاه سازنده‌گرايي را نمي پذيرد. برخي از مربيان سنتي اعتقاد دارند كه معلم بايد يادگيري كودكان را بيش از آن‌چه در ديگاه سازنده‌گرا مطرح است، جهت داده، كنترل كنند. آن‌ها هم‌چنين براين باورند كه سازنده‌گرايان اغلب تمركز كافي بر تكاليف تحصيلي نداشته، يا انتظارات بسيار بالايي براي پيشرفت كودكان دارند. برخي متخصصان روان‌شناسي تربيتي معتقدند چه شما از روند كنوني اصلاحات آموزشي پيروي كرده، بيش‌تر از چشم‌انداز سازنده‌گرايي آموزش دهيد و چه رويكرد آموزشي سنت‌مدار را بپذيريد، بايد يك معلم اثربخش باشيد. در اين‌جا ، مهم‌ترين ويژگي‌هاي معلمان اثربخش به اختصار شرح داده مي‌شود.

 

ويژگي‌هاي معلمان اثربخش

تدوين هدف و مهارت‌هاي برنامه‌ريزي آموزشي؛ معلمان اثربخش خواه سازنده‌گرا، خواه سنت‌مدار، بدون برنامه‌ريزي و آمادگي وارد كلاس درس نمي‌شود. آن‌ها اهداف بالايي براي آموزش خود درنظر گرفته، برنامه‌هايي را براي رسيدن به آن اهداف سازمان مي‌دهند. (پنتريچ و شانك. 2002) اين معلمان هم‌چنين ملاك‌هاي مشخصي براي موفقيت‌ها درنظر مي گيرند. آن‌ها براي برنامه‌ريزي آموزشي وقت قابل توجهي صرف كرده، دروس خود را به‌گونه‌اي سازمان مي‌دهند تا يادگيري دانش‌آموزان را به حداكثر ممكن افزايش دهند. آن‌ها به همان اندازه كه برنامه‌ريزي مي كنند، در مورد اين كه چگونه مي‌توانند يادگيري را چالش‌انگيز و جذاب كنند نيز انديشه و تأمل مي‌كنند.

 

 ×  مهارت‌هاي مديريت كلاس درس؛ يك ويژگي مهم ديگر معلمان اثربخش اين است كه قادرند كلاس را به‌عنوان يك كل منسجم كه با همديگر كار مي‌كنند اداره كرده، آن را به سمت انجام تكاليف كلامي سوق دهند. معلمان اثربخش محيطي را فراهم مي‌سازند كه در آن يادگيري مي‌تواند صورت پذيرد. براي ايجاد چنين محيط يادگيري بهينه‌اي، معلمان به خزانه‌اي از راهبردها براي برقراري قواعد و روش‌ها، سازمان دهي گروه‌ها، نظارت كردن بر فعاليت‌هاي كلاس درس، و رسيدگي به رفتارهاي نامناسب برخي از دانش‌آموزان، نياز دارند (الگوزين‌وكي، 2002).

 

 ×  مهارت‌هاي انگيزشي؛ معلمان اثربخش براي خود انگيخته شدن دانش‌آموزان در يادگيري، راهبردهاي خوبي دارند، روان‌شناسان تربيتي به‌طور فزاينده‌اي معتقدند كه اين خودانگيختگي به بهترين وجه با تدارك فرصت‌هاي يادگيري در دنياي واقعي صورت مي‌گيرد و از سطح دشواري و تازگي بهينه‌اي براي هر دانش‌آموز برخوردار است. معلمان اثربخش مي‌دانند كه دانش‌آموزان زماني تحت انگيزش قرار مي گيرند كه انتخاب‌هاي آن‌ها در مسير علايق شخصي‌شان صورت پذيرد. چنين معلماني به دانش‌آموزان فرصت مي‌دهند در مورد برنامه‌ها و طرح‌هاي خلاقانه و متفكرانه انديشه كنند. (رانكو، 1989)

 

 ×  مهارت‌هاي ارتباطي؛ مهارت‌هاي صحبت كردن، گوش دادن، غلبه بر موانع ارتباط كلامي، آگاهي از ارتباطات غيركلامي دانش‌آموزان و حل سازندة تعارض‌ها نيز براي آموزش اثربخش ضروري است. مهارت‌هاي ارتباطي نه تنها در آموزش، بلكه در تعامل با والدين نيز اهميت دارند.

معلمان اثربخش هنگام صحبت كردن با دانش‌آموزان، والدين، مديران و ديگر افراد از مهارت‌هاي ارتباطي خوبي استفاده مي‌كنند، كم‌تر انتقاد مي‌كنند و داراي سبك ارتباطي جرئت مندانه به‌جاي پرخاشگرانه‌اند. معلمان اثربخش هم‌چنين براي ارتقاي مهارت‌هاي ارتباطي دانش‌آموزان كار مي‌كنند. اين موضوع باتوجه به اين كه اغلب كارفرمايان به‌دنبال استخدام افرادي‌اند كه مهارت‌هاي ارتباطي خوبي داشته باشند، بسيار مهم است.

 

 ×  مهارت‌هاي فناورانه؛ فناوري لزوماً به تنهايي نمي‌تواند توانايي يادگيري دانش‌آموزان را افزايش دهد. براي ايجاد محيط‌هاي مناسب يادگيري به شرايط ديگري هم نياز است تا به يادگيري دانش‌آموزان كمك كند. (شارپ، 2002) اين شرايط عبارت‌اند از: نگرش مديران آموزشي و حمايت آن‌ها، تبحر معلمان در استفاده از فناوري براي يادگيري، استانداردهاي محتوايي و منابع برنامه‌ريزي آموزشي، سنجش اثربخشي فناوري در يادگيري و تأكيد بر كودك به‌عنوان فراگيري فعال و سازنده.

معلمان اثربخش مهارت‌هاي فناورانة خود را گسترش داده، از رايانه‌ها به نحوي مناسب براي يادگيري دانش‌آموزان، ازجمله نياز به آماده شدن براي مشاغل فردا، كه بسياري از آن‌ها مستلزم مهارت‌هاي فناورانه و رايانه‌اي‌اند، سازگار باشد.

معلمان اثربخش مي‌دانند كه از رايانه چگونه استفاده كنند و چگونه آن را به دانش‌آموزان آموزش دهند تا بتوانند از رايانه‌ها براي اكتشافات و نوشتن استفاده كنند، مي‌توانند اثربخشي بازي‌هاي آموزشي و شبيه‌سازي‌هاي رايانه اي را ارزيابي كنند، مي‌دانند از منابع ارتباطي رايانه‌اي، مثل اينترنت، چگونه استفاده كنند و چگونه آن را به دانش‌آموزان آموزش دهند و در مورد ابزارهاي كمكي كه به يادگيري دانش‌آموزان داراي ناتواني يادگيري كمك مي‌كنند، آگاهي دارند.

انجمن بين‌المللي فناوري در تعليم و تربيت (2001) استانداردهاي فناوري آموزشي زير را درحال حاضر وضع كرده است:

-  استانداردهاي پاية فناوري براي دانش‌آموزان،ه بيان مي‌كند دانش‌آموزان در مورد فناوري چه مطالبي بايد بدانند و چه كارهايي با آن انجام دهند.

-  استانداردهايي براي استفاده از فناوري در يادگيري و آموزش كه شرح مي‌دهد چگونه فناوري بايد در طول يك برنامة درسي ر آموزش، يادگيري در مديريت آموزشي مورد استفاده قرار گيرد.

-  استانداردهاي فناورانة كمك آموزشي كه نظام‌ها، راه‌هاي دست‌يابي، رشد كاركنان و خدمات حمايتي لازم براي تدارك استفادة مؤثر از فناوري را توصيف مي‌كند.

-  استانداردهايي براي سنجش و ارزشيابي فناوري مورد استفادة دانش‌آموزان كه روش‌ها و وسايل مختلف سنجش پيشرفت دانش‌آموزان و اررزيابي استفاده از فناوري در يادگيري و آموزش را شرح مي‌دهد.

 

تعهد و انگيزش

يك معلم اثربخش شدن به تعهد و انگيزش نيز نياز دارد. تعهد و انگيزش در برگيرندة نگرشي ثبت همراه با مراقبت از دانش‌آموزان است.

معلمان در آغ‌از اغلب گزارش مي‌دهند كه اثربخش بودن يك معلم، نيازمند وقت و تلاش فراوان است. برخي معلمان، حتي از مواردي خبر مي‌دهند كه مي‌گويند آن‌ها از مهر تا خرداد «زندگي» ندارند. حتي ساعت‌هاي عصر و آخر هفته هم به كار مشغول‌اند، به‌علاوه تمام ساعات را در كلاس درس مي‌گذرانند، درحالي كه ممكن است حقوقي كه مي‌گيرند در قبال كاري كه انجام مي‌دهند، كافي نباشد.

معلمان ممكن است در موجهه با اين مسائل به آساني ناكام شوند. تعهد و انگيزش كمك مي‌كند تا معلمان بر تمامي لحظات دشوار و ناكام كنندة آموزش فائق آيند. معلمان اثربخش هم‌چنين به خودكارآمدي خود اعتماد داشته، اجازه نمي‌دهند هيجانات منفي انگيزة آن‌ها را كاهش دهد.

در هر شغل، مي‌توان به آساني به آن علاقه‌مند شد يا نگرش منفي نسبت به آن پيدا كرد. هم‌چنين، شور و شوق اوليه را مي‌توان به ملامت و خستگي تبديل كرد. معلمان اثربخش، هر روز شور و اشتياق و نگرشي مثبت با خود به كلاس مي‌برند. اين ويژگي ها به ساختن كلاس درسي كمك مي كنند كه دانش‌آموزان خواستار آن‌اند.

تا چه حد مي‌توان نگرش‌هاي مثبت و اشتياق پايدار براي آموزش را پرورش داد؟ همانند ديگر حوزه‌ها و مشاغل، موفقيت، موفقيت به‌بار مي‌آورد. بسيار مهم است كه شما از موارد يا مواقعي كه در زندگي شخصي يك دانش‌آموز اثر عميقي برجاي گذاشته‌ايد، آگاه باشيد. شايد خود شما نيز اين تجربه را داشته باشيد و معلمي داشته‌ايد كه چنين تأثير عميقي برشما داشته است.

هنگامي كه معلم خوبي هستيد. خوب بودن شما پداش كارتان است و احترام و موفقيت بيشتري در ديد دانش‌آموزان خود كسب كرده، احساس بهتري در مورد تعهد خود به آموزش خواهيد داشت. براي لحظه‌اي آن چه را در ذهن داريد متوقف سازيد و در مورد تصوراتي كه از معلمان سابق خود داريد، فكر كنيد. برخي از معلمان شما احتمالاً برجسته بوده و تصوري بسيار مثبت درشما بر جاي گذاشته‌اند. در مطالعه‌اي كه بر روي 1000 دانش‌آموز 13 تا 17 ساله صورت گرفت، شوخ طبعي، جذاب كردن كلاس درس و تسلط بر موضوع درسي، مهم‌ترين ويژگي‌هايي بودند كه دانش‌آموزان براي معلمان خود فهرست كردند. ويژگي هايي كه دانش‌آموزان مدرسة‌ راهنمايي بيش از همه به بدترين معلمان نسبت دادند عبارت بودند از: داشتن يك كلاس خسته كننده. عدم توضيح روشن مطالب، و استثناء قائل شدن. در نمودار شمارة يك تصور دانش‌آموزان از بهترين و بدترين معلمان آمده است.

معلمان اثربخش، دانش‌آموزان خود را دوست دارند، غالباً آن‌ها را با عنوان «دانش‌آموزانم» خطاب مي‌كنند. آن ها واقعاً از بودن با دانش‌آموزان لذت مي‌برند و وقت زيادي را براي كمك به يادگيري آن‌ها اختصاص مي‌دهند. در عين حال، آن‌ها نقش خود را به عنوان يك معلم حفظ كرده، از نقش‌هاي دانش‌آموز متمايز مي‌سازند.

 


 

نمودار شمارة يك: تصور دانش‌آموزان از بهترين و بدترين معلمان آن‌ها

خصوصيات بهترين معلم

خصوصيات

كل (درصد)

داشتن حس شوخ طبعي

جذاب كردن كلاس درس

تسلط بر موضوع درسي

توضيح روشن مطالب

صرف وقت براي كمك به دانش‌آموزان

عادل بودن نسبت به دانش‌آموزان

با دانش‌آموزان شبيه افراد بالغ رفتار كردن

برقراري رابطة خوب با دانش‌آموزان

توجه كردن احساسات دانش آموزان

استثنا قائل نشدن بين دانش‌آموزان

2/79

7/73

1/70

2/66

8/65

8/61

4/54

2/54

9/51

6/46

خصوصيات بدترين معلم

خصوصيات

كل (درصد)

داشتن يك كلاس خسته كننده

عدم توضيح روشن مطالب

استثنا قائل بين دانش‌آموزان

داشتن نگرش منفي نسبت به دانش‌آموزان

داشتن انتظارات خيلي زياد از دانش‌آموزان

برقرار نكردن رابطه با دانش‌آموزان

دادن تكاليف بسيار زياد

سخت‌گيري زياد

كمك نكردن و عدم توجه فردي به دانش‌آموزان

فقدان نظارت و كنترل بر كلاس

6/79

2/63

7/52

8/49

1/49

2/46

2/44

6/40

5/40

9/39

 

راهبردهاي آموزشي

براي يك معلم اثر بخش شدن :

1-آموزش اثربخش مستلزم اين است كه معلم مهارت‌هاي مختلفي داشته باشد. صرف اين كه در يك زمينه دانش و اطلاعات قابل قبول داشته باشيم، به موفقيت ما كمك نمي‌كند.

2-اغلب به خودتان از منظر ديگران بنگريد. تا جايي كه مي‌توانيد از خود بخواهيم معلم بسيار خوبي باشيد. خود را در جاي دانش‌آموزان تصور كنيد و در مورد اين كه آن‌ها به شما چگونه مي‌نگرند، فكر كنيد. هم‌چنين در اين باره كه آن‌ها براي ارتقاي مهارت‌هاي تحصيلي و زندگي از شما چه انتظاري دارند، فكر و وقت زيادي را براي ايجاد اين مهارت‌ها و كمك‌كردن به آن‌ها صرف كنيد.

3-فهرست ويژگي هاي معلمان اثربخش را كه ر اين مقاله بيان شده است، نزد خودتان نگه داريد. به اين فهرست نگاه كنيد و در مورد حوزه‌هاي مختلف آموزش اثربخش كه مي‌تواند براي شما مفيد باشد، فكر كنيد.


 

منابع

-  كامران ماوردياني. سيروس (1380): تربيت و خوشبختي، تهران، انتشارات محمد فائز.

-  قاسم زاده، حسن، (1381) آموزش كاربردي خلاقيت و حل خلاق مسائل، تهران: نشر قصيده سرا.

-  قاسمي پويا، اقبال، (راهنماي معلمان پژوهنده)، تهران: اشاره، 1382.

-  ضياعي، سوسن (1382): زمينه‌هاي جهاني حركت در راستاي آموزش فراگير، ماهنامه تعليم و تربيت استثنايي، 18 و 19، ص 34-33.

-  مك كانس، روي 1382: واژه‌هاي كليدي در آموزش فراگير، ترجمه ابوالفضل سعيدني، ماهنامة تعليم و تربيت استثنايي، شماره 18 و 19، ص 8-4.

-  شعباني، حسين 1381: مقدمات برنامه‌ريزي آموزشي ، تهران، انتشارات عابد.

-  صافي، احمد 1381: مديريت و نوآوري در مدارس، تهران، انتشارات انجمن.